یه دریایی تو چشماتهمنو غرق خودش کردهیه لحظه دور میشی از مندلتنگی جاتو پر کردهیه قناسه توچشماته که تیرش قلبمو کشته یه جذابیتی داره که عشقو تودلم کاشتهتموم ثانیه هامو فقط فکرتوپرکردهمث خون تویه رگهامی دلمو تسخیر کردهاگه تورو نمی دیدمنبود این شبو روزمنچیکار کردی تو باچشماتشده این حالوروزمنچشمات مغرور امامنمن این غرورو دوس دارمشدی تموم حس منمن این احساسو دوس دارم بده دستور بااون چشماتکه حکمش تویه دستاته بزن تیرخلاصی رو نفسهام تویه دستاته .
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل رستگار
تاريخ: شنبه
22 آبان
1395 ساعت: 17:38